{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

یڪ شب بہ دیدنت مے آیم
یڪ شب ڪہ ماہ آن بالا نشستہ و دورش ستارہ ها جمع شدہ بودند و او لبخند مهتابے اش را مے ریخت روے زمین.
باید دوبارہ چشمهایت را تماشا ڪنم
دست هایت را ببوسم
و ڪمے سرم را روے شانہ ات بگذارم.
این دل لامذهب سر و سامان ڪہ ندارد
دارد از فرط دلتنگے ات مے ترڪد.
...اما تو
تا آن شب فرا برسد
گاهے
و فقط گاهے بہ من فڪر ڪن.
دیدگاه ها (۰)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

عاشقانه های شبنم

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم درکنارعزیزترینم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه

یک شب به دیدنت می آیمیک شب که ماه آن بالا نشسته و دورش ستاره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط