{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،
آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنم،
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود،
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی💔
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

part fourteen ::🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩ا...

تکپارتی تهیونگ

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

از دشمنان تا عاشقان

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط