{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم زینب(سلام الله)به دو عالم‌ نفروشیم

عبور قافله را بین شام می بینم
و در حوالی آن ازدحام می بینم

مگر چه چیز تماشایی است در این جا
حضور این همه فرد بنام می بینم

کجاست؟شهر یهود است یا دیار کفر؟
به روی نیزه سر یک امام می بینم

در این زمین پی یک قطره معرفت بودم
ولی چه سود که قحط مرام می بینم

به چشم های پر از خون مردم شامی
نشان آتش یک انتقام می بینم

مگر چه دین جدیدی میان این شهر است؟
که بر یتیم کمک را حرام می بینم

خرید سنگ در این شهر سنگ دل غوغاست
و هر که سنگ گرفته به بام می بینم

به هر طرف که سر خویش را بچرخانم
غریب تشنه لبی را مدام می بینم
دیدگاه ها (۰)

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

دروازه ورودی شهر است و ازدحام بر پا شده دوباره هیاهوی انتقام...

آجرک الله یابقیةالله#ورود_کاروان_به_شامشهر آبستن یک فاجعه ی ...

شامیان خون به دل خون شده ما نکنید ترک دین در طلب لذّت دنیا نکنید

مردم  لباس  پاره  ما  خنده دار  نیستکـاخ  غــرور کـاذبـتـان ...

از پشت بام بر سرمان سنگ مي زنند بر زخم كهنه ي پرمان سنگ مي ز...

#محرم ای آبروی محشر کبری رفتیای جان زینب بی ما رفتیاز خیمـه ...

از بس شبیه فاطمه رویش کبود بودگفت ای حسین ضاربت آیا یهود بود...

شانه‌های زخمی‌اش را هیچ‌کس باور نداشت بار غربت را کسی از روی...

امام محمدباقر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط