#محرم ای آبروی محشر کبری رفتی

#محرم ای آبروی محشر کبری رفتی
ای جان زینب بی ما رفتی
از خیمـه تشنه ، تـنها رفتی

دارم می میرم می بینم بین نیزه هایی
دارم می میرم می بینم دورتو گرفتن
دارم می میرم می بینم زیر دست و پایی
دارم می میرم می بینم دست دشمنایی
برادر جان سلیمان زمانی
چرا انگشت و انگشتر نداری
چرا عمامه ای بر سر نداری

من موندم و یک قافله با یک محرم
می باره چشمم مثل زمزم
خیمه شد آتیش از نامحرم
تو درمون درد مایی ، مادرم کجایی
تو این عصر عاشورایی ، مادرم کجایی
امون از روی نیلی و روی ارغوانی
امون از داغ و تنهایی ، مادرم کجایی

من موندم و یک جسم غرق خاک و خون و
یک لاله زار بی باغبون و
یاس سفید و باد خزون و
همون هایی که از زهرا و علی بریدن
به نرخ دین یک گندم از دنیا رو خریدن
همون هایی بردن حق علی و زهرا
آتیش به جون ما و خیمه مون کشیدن
دیدگاه ها (۱)

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

پارت ۷

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

╭─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╮🎀 پارت ۴ 🎀╰─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╯ویو آلیامنی که به فک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۷لیویا با دو به سمت...

💬 کامنت آرمی: اگه یه رنگ انتخاب کنی، من یه کیک به همون رنگ م...

عقرب بالش

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط