دستانت بستری از پر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بن

دستانت بستری از پَر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بن

دستانت بستری از پَر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بندم ، دستانت ذات شعرند در فُرم و معنا ... بی‌دستانت نه شعر بُود ، نه نثر ؛ نه چیزی که به آن ادبیات می‌گویند !

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

👈 رهبر انقلاب از سرودن شعر عاشقانه می‌گویند🔹 مجموعه‌ی #عاشقا...

شعر و رجز فارسی در قلب دیپلماسی ایران!

🎥 چه فریبی خوردند جوان‌های ساده‌ی ما در دی‌ماه! 🫠🔹 علناً دار...

چِهِل هِندِوانه، چو گویِ زِ بَرجَدکِه کَردیش غَلطان زِ چوگان...

پارت۲

کسانی که امروز تاریخ را یک‌طرفه روایت می‌کنند و از آزادی بی‌...

با ظرف نمک به دور من چرخیدیهر بار که زخم تازه در من دیدی سرس...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

بسم الله الرحمن الرحیم باید این نعمت بزرگ را بشناسیم، قدرش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط