{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💠 مادر ماه

💠 مادر ماه

▫️ #اُم_البنین می‌گوید فرزندم را شهید كردند؛ اما به من گفتند عباسِ تو مَشكی به دندان گرفت، دست پسرم چه شد؟ مگر مَشك را با دندان می ‌گیرند؟!

▫️ البته آن مادر، این فرزند را دارد، این فرزند، آن مادر را دارد! با بقیه دو دست، عَلم را نگه داشت و با دندان، مَشك را تا به خیام برساند؛ اما وقتی تیر به مَشك آمد، دیگر وجود مبارك حضرت، نه راهی برای برگشتن داشت نه راهی برای رفتن! در همان حال تیری آمد، نمی ‌گویم به كجا رسید! حضرت سر خم كرد تا تیر را به در آورد، این كُله ‌خود افتاد، آن‌گاه عمود آهنین بر این سر!

▫️ این #اُم_البنین، چهار پسر داد در كربلا! می‌ آمد در #قبرستان_بقیع، چهار قبر ساختگی به نام چهار پسرش درست می ‌كرد، مرثیه می ‌خواند، می فرمود زنان مدینه! دیگر مرا امّ البنین نگویید؛ امّ البنین یعنی مادر پسران, دیگر مرا امّ البنین مخوانید.
كَانَتْ بَنُونَ لِی أُدْعَی بِهِمْ ٭٭٭ وَ الْیوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِینَ
روزی من چهار پسر داشتم، مرا می ‌گفتید امّ البنین؛ اما الآن هیچ كدام آنها برای من نیست... .

↙️ آپارات:
https://aparat.com/v/CaEdk
↙️ یوتیوب:
https://youtu.be/7cX8c3bx_4I

#وفات_حضرت_ام_البنین_علیها_السلام
#روز_تکریم_مادران_و_همسران_شهدا
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#کلیپ

📚 سخنرانی شب تاسوعا
تاریخ: 1395/07/19

🌐 https://esra.ir
🆔 @a_javadiamoli_esra
دیدگاه ها (۰)

♨️عنایت #امام_زمان ارواحنا فداه به مادر بزرگوارشان🔸حضرت بقیه...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

#دکلمه #دلنوشته #دلنوشت#زیبا #خاص #غمگین #احساسی #دکلمه_احسا...

عاشقانه های شبنم

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

عاشقانه های شبنم

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

•یک نشــان روی لبـاس و سـه پیـــامی که آقامصطفی می‌رساند!.رو...

السلام علیک یا بقیه الله العظم ارواحنالهم فدا

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط