{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عروسک من😈🔞

عروسک من😈🔞

پارت چهارم

+یعنی میگی من حق انتخاب ندارم

نگاهی به ساعتش انداخت و بعد لب برچید

-نه فرشته ولکوف چون تو همسر یه ولکوف هستی

همراه با لنا رفتیم پله هارو پایین چه زندگی
نرمالی داشتم لعنت بهت بابا باعث شدی

زندانی بشم لنا منو وارد یه اتاقی کرد

-اومیدوارم فکر فرار به سرت نزنه خانوم اخه

مکث کرد و بعد سرشو پایین انداخت

-خداحافظ خانوم

بازوشو گرفتم که نگاهش افتاد به صورتم

+یه لحظه آخر حرفتو چرا نگفتی

-هیچی خانوم بازومو ول کنید

تقه ای به در خورد که بازوی ظریفشو ول کردم

چندتا دختر وارد اتاق شدن و...

#رمان #عاشقانه #مافیایی #رمان
دیدگاه ها (۸)

عروسک من😈🔞پارت پنجم+شماها کی هستید دخترا نگاهی بهم انداختن ی...

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

عروسک من😈🔞

کپشن مهمه

کپشننن برای خوندن رمان جذابمون😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و هفت پله...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

این پایینو ببینن🎀🐥عروسک من 😈🔞پارت بیست و شش چنگی به گردنش زد...

کپشننن مهمه✨🎀عروسک من😈🔞پارت نهمدختره رفت منم موندم خدمه اوم...

کپشننننن مهمهه 😈🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و نوه تقه ای به در خورد...

خوبببب کپشنننن🌚🎀عروسک من😈🔞پارت سی و ششچرا باید اینقدر درد بک...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و سلبای خشکمو ترر کردم و به سق...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

کپشننننن🎀😈عروسک من😈🔞پارت چهل و هشت پاشدم و پله هارو رفتم با...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط