{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جـــانــم بـــاش

جـــانــم بـــاش
نوش دارو؛ بعدِ مرگ، فایده نداره
جـــانـــم بـــاش رُخ، نمایان کن وُ
این ماهِ شبِ تابانم باش
جــــانـــم باش ، داد از دل
بی قرارت شدم؛ ای فریاد از دل
صبــرِ من؛ رفته دگر بر باد، از دل
داد از دل... داد از دل…
دیوانه وُ دیوانه وُ دیوانه وُ مستم
غیر از تو وُ غیر از تو؛ کسی را نپرستم
دل، دستِ تو وُ مستِ تو وُ بسته به جانم
از عشقت، حیــرانم
دیوانه وُ دیوانه وُ دیوانه وُ مستـــم
غیر از تو وُ غیـــر از تو؛ کسی را نپـرستم…

🍃🌴🍃🌴🍃🌴
دیدگاه ها (۰)

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

part : 6اما ناگهان در باز شددختری با لباس باز و آرایش غلیظ ب...

جادویی به نام عشق

KIM V

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط