هر چه آمد به سرم از تپش نام تو بود

هر چه آمد به سرم از تپش نام تو بود.‌

هر چه آمد به سرم از تپش نام تو بود.‌

#حاج‌خانوم
خیلی نگذشته از روزی که طلسم چشمات شدم..
صدات تو گوشم پیچید و کِلاویه های قلبم ملودیِ عشق زدن..:)
میخوام نگاهتو به یه شبِ پرستاره تو بهشت تشبیه کنم؛شبی که من توش غرق رویا شدم..
رویاهای دور و شاید دست نیافتنی:)..
درسته خیلی از اون روزا نگذشته، ولی خیلی از نبودنت میگذره((:

♡ تو اَشک اولی من بغض آخرم.
1تیر1401📎
00:35🫧🤍
https://wisgoon.com/pin/39422169/
دیدگاه ها (۰)

من شبای زیادی رو اینجا گوشه این تخت مچاله شدم و بهت فک کردم ...

خیال کردم صدامو دوس داریخیال کردم صدامو دوس داریخیال کردم می...

.بارون شدیدی میباریدته دلم، یه غم عجیبی بودآخر شب از سر کار ...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۵۳۴→

رمان گناهکار قسمت نهم (771) بچه ها محدودیت زمانی هست در ویسگون و گرنه همرو یه جا می زاشتم

پارت ۸۴ (برادر خونده)

پارت 73

روزا داره میگذره ولی من هرروز بیشتر از قبل دارم عذاب میکشم ه...

𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 [جنایتکار]𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 𝟑𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟕صدای زنگ تلفن، سکوت تاریک...

دسته گلی از عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط