{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وطن🇮🇷

وطن🇮🇷
تو این شب‌ها
عده‌ای از جنسِ خودِ ما
مثل خواهرها و برادرهامون
تو خیابون‌ها ایستادن تا ما با خیال آسوده‌تر کنار هم باشیم و صدای «الله‌اکبر»مون، گوشِ دشمن رو کر کنه
ما هم دلمون می‌خواد قدم کوچیکی برداریم برای دلگرمی و قدردانی‌ اونا ...
دیدگاه ها (۳)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۷: جو...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

جَدیدنا «چهرازی» که گوش میدم ،میگم خوشبحالشونه‌ها ..هَرچی با...

قدرت رسیدن به شهود

وقتی دختر شهید مصطفی مهدوی نژاد دور عکس باباش میگرده ...پ.ن:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط