{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

به بالم می زند آتش ،کبوتر بازِ چشمانت
چه جانی میکَنَد از من ،دو زخمِ بازِ چشمانت
رفویم کاش می کردی به تاری از نخ مژگان
نمی بندد چرا زخم مرا ایجاز ِ چشمانت
بزن آتش بجان من که گُر میگیرم از سرما
به اشکی شعله می گیرم شبِ ابراز چشمانت
دو سیب از شاخه آویزان ، دو دست کال و نامیزان
چه کوتاه است صبر من ،، به پای ناز چشمانت
به حبس خویش محکومم به جرم «دوستت دارم»
رهایم کاش می کردی تو از آغازِ چشمانت
مژه بر هم مزن ،ترسم ،خیالم بشکند در تو
ندارم هیچ دمسازی به سوز و ساز چشمانت
من و‍‍ُ این مَردمِ زنگی من و این نیشِ صد رنگی
شفایم کاش میدادی تو از اعجاز چشمانت
دیدگاه ها (۰)

منت کشیدن خوب و من هم ناز خواهم کردصد بار اگر تکرار کردی باز...

نیمه جان علی جوان علیگل نیلوفر کمان علیفاطمه جان بمان بجان ع...

من دیگر به تو فکر نمیکنم حتی دیگر انتظارت را هم نمیکشم اما ن...

...دل به تو دادم ولی گویا تـو بازی می‌کنیگر چه گه گاه با دلم...

...سلسله موی‌تو کرده‌مرا مست مستآن‌خم‌ابروی توکرد چنین می پر...

چشم بر هم می‌گذارم تا بیاسایم دمیزخم‌های کهنه‌ی دل را نباشد ...

💔چشم بر هم می‌گذارم تا بیاسایم دمیزخم‌های کهنه‌ی دل را نباشد...

MIDNIGHT BET

کاش می دانستی بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت من چه حالی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط