سریال   competition

سریال : 💤competition💔

سریال : 💤competition💔
🎀نامرا : موکا .. خیلی دلم برات تنگ شده :) میدونم همین روزا میام پیش تو و سانی :") ولی قبلش __ انتقام هردوتونو میگیرم 💔
خب لیست همه ی قاتل هارو دراوردم ....
____________________________________
هفته اول / روز دوم :
~یونگسو به دلیل قتل و قلدری اعدام شد~
🌚مینجو : فکر میکردم تو دوستمی .. یونگسو💔 دلم برات تنگ شده ای کاش میتونستم کاری کنم که برگردی💔
🤍یون.اه : با کی حرف میزنی؟
🌚مینجو : یونگسو:))))
🤍یون.اه : اها که چی ؟ یه عوضی کم شد
🌚مینجو : تا وقتی چیزی نمیدونی زر نزن
🤍یون.اه : اینکه خودتم از اون عوضی تری؟ هه ، همه فکر میکنن من مردم .. درحالی که زندم و مجبورم تو یه اتاق خالی کل زندگیمو به فاک بدم :") تا گوهی که تو خوردی معلوم‌نشه :"/
🌚مینجو : تقصیر خودت بود میتونستی لو ندی که دوست دختر تایگا رو کشتم •~•
حالا هم باید جبران کنی ! کل زندگیت رو
🤍یون.اه : دیدی وقتی کشتیش هیچ اتفاقی نیوفتاد 🚮🙄 فقط قاتل شدی یا بهتر بگم ، یه عوضی درو
🌚مینجو : فعلا که هیچکس نفهمیده🤭 توام که چیزی نمیتونی بگی ^-^ با حرفات به جایی نمیرسی از کارم دست نمیکشم
مگه.چقدر.زنده.ام.که.هرکاری.بخوام.نکنم؟
🤍یون.اه : حداقل به فکر روحیه و جون دیگران باش💔
_________________________________
🗿🗿 : دارم برای اون مراسم لحظه شماری میکنم جدی قراره کیف بده
بیست قدم به معروفیت جهانی نزدیک میشیم 😏🛐
💀وانیا : یادت باشه ، همه ی اینا نقشه من بود پس خیلیم احساس خفن بودن نکن ..
🗿🗿 : اگر من نباشم کی میخوا پشتتو بگیره؟ که بعد اینکه کشتیش شاهد باشه که تو هیچکاری نکردی ؟ ها؟
💀وانیا : هوممم برای اونم فکر کردم نیازی به تو نیست
🗿🗿 : همیشه نمیتونی بقیه رو با پول بخری:/ همشون پولدارن
💀وانیا : اوکی ولی هنوزم نیازی بهت ندارم
_________________________________
موقعیت = این خبر بین همه جهانی و ترند شده بود
#قتل_و_رقابت_وحشتناگ_بین_ایدل_ها
#نفره_بعدی_کیه؟
#لطفا_این_کار_کثیف_رو_تموم_کنید
نظر فن ها :
فن‌اول : دلم نمیخواد نفر بعدی آیدل موردعلاقم باشه 😭
فن دوم : من یونگسو رو دوست داشتم ولی ازش متنفرم
فن سوم : یه خری نیست جلوی کار های بچه گونشون رو بگیره ؟
فن چهارم : عقل ؟ موجود نیست 😂😂
فن‌پنجم : قضیه رو جدی بگیرین کسی نیست نجاتشون بده ..
___________________
🤍ریوجین : کامنت هاشون خیلی چرته
✨️یونا : موافقم .. اونا هیچی نمیدونن
🎀نامرا : جدی نمیتونی کاری کنی ؟
✨️یونا : نمیدونم تلاشمو میکنم:))
♾️سوجین : تو دیگه چه پلیسی ..
✨️یونا : اگر کار اضافه ای انجام بدم خودمم میمیرم...
🎀نامرا : 🙂🙂🙂
دیدگاه ها (۲۳)

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

‏🐺[۲۱:۲۵ به وقت کره]آهجدیخیلیخوشحالمㅠاون* انقدر اجرای زنده‌ی...

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

جادویی به نام عشق

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط