{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

| Part*42*

| Part*42*

جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»

لارا: «چرا که نه.»

نزدیک یون‌سوک شد و دستش رو گذاشت روی شونش:
«معرفی می‌کنم، جونگ یون‌سوک، بهترین رفیق من، از دبیرستان تا الان با همیم.»

لارا ادامه داد:
«یون‌سوک، ایشون پارک جیمین هستن، برادر ناتنی بنده (البته ازش خبر داشتی)، ایشون جئون جونگ‌کوکه که اونم دیدی، ایشون کیم تهیونگ و ایشون هم کیم سوکجین که ما جین صداش می‌زنیم.»

یون‌سوک تعظیم کوتاهی کرد:
«از آشنایی باهاتون خوشبختم.»

جین: «ما بیشتر.»
جیمین: «ما هم همین‌طور.»

جونگ‌کوک روش رو کرد سمت آشپزخونه:
«اگه آشنایی‌تون تموم شد، بیاید یه چیزی بخوریم.»

جین: «بفرمایید، بیاید باهامون غذا بخورید.»

لارا: «باشه، بیا یون‌سوک.»

دور میز نشسته بودن، غذا می‌خوردن و با حرفاشون همدیگه رو می‌خندوندن.

_اتاق لارا_

روی تخت نشسته بودن و گرمِ صحبت بودن.

یون‌سوک: «آدمای خوبی‌ان.»

لارا: «کیا؟»

یون‌سوک: «پسرا. خیلی خوب و شوخ‌طبعن، تازه جذاب هم هستن.»

لارا: «آره، واقعاً آدمای خوبی‌ان ولی خیلی خل‌ و چلن، خخخخ!»

یون‌سوک: «راستی، داداشت همیشه این‌طوریه؟»

لارا: «چجوری؟»

یون‌سوک: «آدم جدی‌ای به نظر می‌رسه.»

لارا: «با کسایی که نمی‌شناسه این‌طوریه، وگرنه خیلی مهربونه.»

یون‌سوک: «نمی‌دونم، بی‌خیال... بیا از خودت بگو.»

لارا: «از خودم؟ خخخ، چی بگم آخه؟ همه چی رو که می‌دونی!»

یون‌سوک: «اسکل! منظورم اون نیست که... امشب چی می‌خوای بپوشی؟»

لارا: «لباس معمولی.»

یون‌سوک (ادای لارا رو درمیاره): «لباس معمولی! بلند شو ببینم توی کمد چی داری که امشب بپوشی!»

لارا: «بی‌خیال یون‌سوک، همون لباس معمولی می‌پوشم.»

یون‌سوک: «نمیشه، باید خوشگل باشی.»

لارا: «من همیشه خوشگلم.»

یون‌سوک: «معلومه!»

لارا: «بیشور!»
(و بلند شد و با پا زد به باسن یون‌سوک)

بعد از زیر و رو کردن کمد، لباس‌ها رو انتخاب کرد و روی تخت انداخت.

یون‌سوک: «اینو بپوش.»

لارا: «اینو؟»

یون‌سوک: «آره، برو بپوش تا آرایش کنی.»

لارا: «باشه.»

لباس رو به تن کرد و جلوی یون‌سوک ایستاد.

یون‌سوک: «لباس خیلی قشنگیه، بهت میاد...»

از روی تخت بلند شد: «خیله خب، حالا نوبت آرایش.»

لارا: «خودم انجام می‌دم، بپرم به تو خیلی شلوغش می‌کنی!»

یون‌سوک: «خیلی خب باشه، ولی اگه خوشم نیومد خودم پاک می‌کنم و خودم انجام می‌دم.»

لارا: «خخخ، خیلی خب باشه.»

پشت میز نشست و همون آرایش ملایمی که همیشه انجام می‌داد رو روی صورتش پیاده کرد. یه آرایش ساده ولی خیلی زیبا. عطر رو از روی میز برداشت، به گردن و کتش زد و چرخید سمت یون‌سوک.

لارا: «چطوره؟»

یون‌سوک: «ساده‌ست ولی قشنگه.»

لارا: «خانم‌جان، خوشت نیومد؟!»

یون‌سوک: «خوشم اومده، قشنگه. خب چیکار کنیم؟ به شخصیتت می‌خوره دیگه!»

لارا: «همین‌جوری خوبه.»

موبایلش رو از روی تخت برداشت و ساعت رو چک کرد.

لارا: «ساعت هفتِ نیمه، تا اونجا نیم ساعت راهه، بهتره الان راه بیفتم.»

کیفش رو برداشت و وسایلش رو ریخت داخلش.

یون‌سوک: «من می‌رم خونه مامانم، از اینجا زیاد دور نیست. وقتی تموم شد بهم زنگ بزن بریم یه پارک تا همه چی رو برام تعریف کنی، مو به مو!»

لارا: «خخخ، باشه.»

تک به تک پله‌های عمارت رو پایین اومدن. پسرا با دیدن لارا و یون‌سوک شروع کردن به سوال پرسیدن.

جین: «ای بابا یون‌سوک، داری می‌ری؟»

یون‌سوک: «آره دیگه، زحمت رو کم می‌کنم.»

جیمین: «لارا، تو کجا؟»

لارا (در حالی که چشمش به موبایلش بود و لب می‌زد): «با یون‌سوک یه یکی دو ساعتی می‌ریم پارک بچرخیم.»

جونگ‌کوک همون‌طور که نگاهش به صفحه گوشی بود لب زد:
..

شرط
لایک =۱۵
کامنت=۱۰
;⁠(⁠ー⁠_⁠ー⁠゛)

#چندشاتی_جونگکوک
#فیک_جونگکوک
#چندپارتی_جونگکوک***
جونگکوک #تصور جونگکوک #تکپارتی کوک#بی تی اس#bts#jungkook
Bts #BTS_ARMY_JIN_SUGA_J_HOPE_RM_JIMIN_V_JUNGKOOK
#فیک جونگکوک #سناریو بی تی اس #سناریو جونگکوک
#jungkook
#jungkook🐰**********************
دیدگاه ها (۱۳)

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

partماشین مشکی جلوی انبار قدیمی توقف کرد.کلارا از ماشین پیاد...

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

39part بعد از چند ساعت گشت‌وگذار، برگشتن سمت کلبه. اما قبل ا...

پارت شصتم | خواستگارییک ماه گذشت...صبح روز خواستگاری، خونه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط