مشتی مگه بهت نگفتم اون دنیای منه

مشتی مگه بهت نگفتم اون دنیای منه

مشتی مگه بهت نگفتم اون دنیای منه
مگه سر هر چی شکرت نکردم
چرا داری این جوری میکنی
مگه ما چیکارت کردیم.؟
بهت گفتم تو اونو برام نگر دار عین اسب تو مسیرت میدو ام
فقط اگه بلای سرش‌بیاد دیگه هیچ خدایی رو بنده نیستم
تو‌ چه بزرگی هستی که حتمی باید گردن خم کنم التماست کنم
میگن تو مثل بابای میمونی که هرچی بچش رو بیشتر دوست داره بیشتر لپش رو میکشه که وقتی بزرگ تر شد بیشتر یادش کنه
آقا ول کن این لپ مارو وا بده بزار نفس بکشیم
از بچگی سیاه کبود شدیم وا بده
خیلی التماست کردم خیلی تو راهت دویدم
این رسمش نیست
خیلی پرچمت رو بردم بالا گفتم خدای من کارش درسته
ولی نمیدونستم میخواستی این کارو کنی
خیلی جاها گفتم خدا میرسونه .
مشتی نزار این جوری تنها باشم تو که خودت میدونی چی میگم
#یاغی
#خدا
دیدگاه ها (۱)

سناریو bts(وقتی گردنشو میبوسی)«نامجون: اوممم عاشقتم تو خیلی ...

اسلاید اول:💜: تهیونگ، من خیلی منتظر چهارشنبه‌ام! فکر اینکه ق...

استی: لینو، بگو... این حرکت 🤙🏻 یه اسپویلره، نه؟ پادشاه اسپوی...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۳☆☆وقتی دخترتون.....☆هی‌را و سوهی رو به ر...

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

بیاین پایین کارتون دارم

دازای:برام بیشتر توضیح بده آکوتاگاوا:چیز زیادی درباره ی اون ...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

صدای مهیب p21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط