dr.askari
۵۶
پسند
همیشه منتظرش بودم....
در خیابان هایی که هرگز آمد و شد نداشت، در ساعاتی که میدانستم مشغول کار است، در خانه هایی که اصلاً صاحب آنهارا نمیشناخت، همیشه منتظرش بودم.
بزرگ علوی
از کتاب ((چشم هایش))
#کتاب
#ویسگون
#زندگی
#آرامش
#انتظار
#ایران
#سیگما
#تنهایی
#INTJ
دانلود
۱۴.۰k
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (
۰
)
### پارت دوم: برخورد در طوفانآسمان شهر سیاهِ سیاه بود؛ انگا...
۳ پارتی
اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...
هوا سرد بود.از آن شبهایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...
« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » در زمانهایی نهچندان دور، ...
پارت دو
فاصله یک لبخند تا جنون
پارت اول — قبل از آن روزهیچچیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...
༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی میبارید ...
اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین