۷۱۱

۷/۱۱

تو چمدانت را بسته ای آماده سفر🖤
نمیخوامــ مرا در بقچه ی دلت پنهان کنی،
مرا سُرمه کن و بر چشمت بکش تا سیر ببینمت. تا سیر ببینی ام (((شاید؟!؟)))
تنهایمــ که گذاشتی انگار مادرمــ در دلم رخت میشست. از دست هایش نمیگویمــ، دست های کبود ولرزان که گفتن ندارد
تو رفتی برای همیشه وهمیشه به سوی همیشه میروی🖤
دیدگاه ها (۲)

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

بامداد است... تو چمدانت را بسته ای... نه نمی خواهم مرا در بق...

نہ...!نمی خواهم در بقچہ ے دلت پنهانم کنی...مرا سرمہ کن و بر ...

چرا وقتی همه چیز تموم شده بود،خواهش کردم که یه بار دیگه ببین...

بروژ آکره ای

قلبم میسوزد...سوزشی ازروی زخم ها و ترک هایی ک روزگار بر جای ...

✳️السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ ... ✳️از بعد ماجرای ...

از سروصدای بچه ها که توی حیاط بازی می کردن از خواب بیدار شدم...

the little tiger of the mafia

دیشب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد یک بار دیگر رخت ماتم در برم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط