این شعر تقدیم کسایی که عزیزی دارند

این شعر تقدیم کسایی که عزیزی دارند👇

این شعر تقدیم کسایی که عزیزی دارند👇

آخرش عطر تنت جان مرا می‌گیرد
شوقِ عشقت غمِ پنهان مرا می‌گیرد

با تو دریای خروشانِ دلم آرام است
ساحلت سختیِ طوفان مرا می‌گیرد

دائما با تو بهار است کنارم بانو
بودنت فصلِ زمستان مرا می‌گیرد

باش تا باعث خوشحالیِ قلبم باشی
دوری‌ات چهره‌ی خندان مرا می‌گیرد

مرهمی نیست در این خانه ولی می‌دانم
بوسه‌ات دردِ فراوان مرا می‌گیرد

#مهدی_ملکی_الف
دیدگاه ها (۲)

پروانه جان

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

دل من یکسره از عشق خبر می گیرداز دو چشمانِ سیاهِ تو شرر می ...

دوستت میدارم و نزد دلم دُردانه ایبی تودر تاریکی ام تو چلچراغ...

دوستت میدارم و نزد دلم دُردانه ایبی تو در تاریکی ام تو چلچرا...

چهره ام را ، قطره های اشک ، پنهان می کند رفـتنت آخر مرا با خ...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

چون شراب ناب کهنه ، مستی آور گشته ایدوست دارم تا بنوشم از لب...

دوری ات،پشت مرا مثل کمان،خم میکنداین جدایی ها ،چه ها با نسل ...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط