{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون شراب ناب کهنه ، مستی آور گشته ای

چون شراب ناب کهنه ، مستی آور گشته ای
دوست دارم تا بنوشم از لبت پیمانه ای

خاک راهم ، نیک میدانم مرا مقدار نیست
زر از آن رویم که دارم دلبر فرزانه ای

شوق در دل دارم و میل جوانی میکنم
تا تو هستی در کنارم گرمی کاشانه ای

بوسه شیرین تو طعم عسل را میدهد
چون بهار پر شکوفه با خزان بیگانه ای

دانم آخر در دلم عشقت گلستان می شود
زد جوانه در دلم عشقی که بر آن دانه ای
دیدگاه ها (۴)

زندگی....

خیلی.....

قرارمان همین بهار زیر شکوفه های شعر ...آنجا که واژه ها برای ...

امروز روز من است. خورشید درخشان تر است از هر روز، گنجشڪان سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط