مورچه‌‌ی ریت شده داشت یه چیزی رو با خودش می‌کشید که سه

مورچه‌‌ی رؤیت شده، داشت یه چیزی رو با خودش می‌کشید که سه

مورچه‌‌ی رؤیت شده، داشت یه چیزی رو با خودش می‌کشید که سه چهار برابر وزنش بود
تازه عقب عقب هم می‌کشید
تازه نمینداخت رو دوشش، با آرواره‌هاش وزن دونه‌شو انداخته بود رو سر و گردنش
تازه تو کل این کلیپ، بیست سانتم مسافت طی نکرد!
کارش سخت و زمان‌بر
ولی خودش متداوم و با اراده
به این فکر نمی‌کرد که خب که چی؟
این همه دارم جون میکنم فقط یه دونه رو ببرم تا لونه!
پس تفریحم چی
پس کی زندگی میکنم
اصلا میتونم تمامش کنم یا نه!
میدونید، به آخرش فکر نمیکرد
فقط انجام میداد
چند بار هم دونه رو ازش گرفتم
باز بدو میرفت سمتش ...

بخدا خیلی حرفه‌ها!
خودش کوچیکه ولی دیدش بزرگ ، کارش بزرگ ، دنیاش بزرگ ...🍃#الف‌سین

.......در زندگی مورچه باشیم😁🤝🏿
نسبت به طبیعت هم عمیق ‌‌‌....
دیدگاه ها (۸۱)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️۱۱:۵۹او دندان‌هایش را روی هم فشرد و دستش ر...

پارت ٨:با بالا تنه برهنه جلوم وایستاد بدن عضله ای داشت واقعا...

اخرین دعا 38

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.29 (روایت از زبان ا.ت...

Part : eleven ویو ا.ت :رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....(میشه...

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 12شوگا چند بار دیگه به رینا زنگ زد اما وقتی ج...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

**پارت ۲۶**صدای چرخیدن کلید توی قفلِ سنگینِ در، مثل تیر توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط