خب ببینید با آپدیت جدید ویل یکم (خیلییی) داستان ویل تغییر
خب ببینید با آپدیت جدید ویل یکم (خیلییی) داستان ویل تغییر کرده و صدتا داستان بهش اضافه شده خب و خواهرش هم یکی پخ کرده :
تغییر داستان (رفتن روی مود چت جی پی تی) :
شروع داستان :
ویل و خواهرش دارن توی باغ بازی میکنن
ویل (۷ ساله) : بیاااا جا میمونی (با خنده درحال دویدن)
خواهرش : هعیی بدجنسس نخنددد
(ویل بازم خندید و سریع تر دوید)
خواهرش : ویللل صبرر کنن....
(ویل با خیال اینکه خواهرش پشت سرشه از جنگل خارج شد)
ویل : (درحال نفس نفس زدن) خب بریم خونه...آبجی ؟
(ویل اون روز سریع دوید خونش و رفت به ننش گفت و ننش هم به پلیس زنگ زد)
(۱ هفته بعد)
مکان : شب/جنگل
ویل : آبجییییی ؟؟؟ (چراغ اونطرف و اینطرف میچرخونه)
(یه لکه خون میبینه و میره دنبال راهی که اون لکه خون هه میره و میرسه به یک کلبه و اروم در اونجا رو باز میکنه)
ویل : آبجی...؟؟
؟؟؟ : (یه تیر به شکم ویل میزنه و ویل بیهوش میشه)
چندد ساعت بعد
ویل (در بیمارستان) : ها....
(از روی تخت بلند میشه و میره توی بیمارستان میچرخه و در اخر به یک اتاق میرسه
(خواهرش رو مبینه که جای گلوله روی سرشه)
ویل : .......
پایان تغییر داستان زیرا چون اسپویل زیاد نمیکنم
تغییر داستان (رفتن روی مود چت جی پی تی) :
شروع داستان :
ویل و خواهرش دارن توی باغ بازی میکنن
ویل (۷ ساله) : بیاااا جا میمونی (با خنده درحال دویدن)
خواهرش : هعیی بدجنسس نخنددد
(ویل بازم خندید و سریع تر دوید)
خواهرش : ویللل صبرر کنن....
(ویل با خیال اینکه خواهرش پشت سرشه از جنگل خارج شد)
ویل : (درحال نفس نفس زدن) خب بریم خونه...آبجی ؟
(ویل اون روز سریع دوید خونش و رفت به ننش گفت و ننش هم به پلیس زنگ زد)
(۱ هفته بعد)
مکان : شب/جنگل
ویل : آبجییییی ؟؟؟ (چراغ اونطرف و اینطرف میچرخونه)
(یه لکه خون میبینه و میره دنبال راهی که اون لکه خون هه میره و میرسه به یک کلبه و اروم در اونجا رو باز میکنه)
ویل : آبجی...؟؟
؟؟؟ : (یه تیر به شکم ویل میزنه و ویل بیهوش میشه)
چندد ساعت بعد
ویل (در بیمارستان) : ها....
(از روی تخت بلند میشه و میره توی بیمارستان میچرخه و در اخر به یک اتاق میرسه
(خواهرش رو مبینه که جای گلوله روی سرشه)
ویل : .......
پایان تغییر داستان زیرا چون اسپویل زیاد نمیکنم
- ۴۸۸
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط