{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه کسی هستی؟ عزیزدلم را کجا برده‌ای؟ تو نمیتوانی کسی ب

تو چه کسی هستی؟ عزیزدلم را کجا برده‌ای؟ تو نمیتوانی کسی باشی که به خودم اجازه دادم که دوستش دلشته باشم ، تو نمیتوانی آنی باشی که از برایَش اشک ریختم ، تو نمیتوانی.. تو آن نیستی .
دُردانه‌یِ من همیشه مهربان بود ، دست بر سرم میکشید و نمیگذاشت هیچ اهدی نازک تر از گل نسارم کند ، عزیزکرده‌یِ من در شب هایِ سرد در آغوشم میکشید و با سخنان گرمش قلب سرد و ترک خورده‌ام را ترمیم میکرد ؛ و اما تو؟
تو حتی اهمیت نمیدهی که در زیرِ آسمان پاییزی ردِ قطرات بر چهره‌ام جایِ اشک هایِ متداومی‌ست که از بهر غم ها ریخته‌ام یا بارانی که ساعت‌هاست بند آمده..
تو آن نیستی... قسمت میدهم ، عزیزکم را بازگردان.
دیدگاه ها (۰)

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

چند پارتی

«فرا رسیده روز رهایی برگ»یک شب عادی سرد در فصل زمستان یک شهر...

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزمآ...

اندکی #گفتگوپــســــر که باشی... گـاهی عزیز دردانه ی مادر می...

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزمآ...

پـســر که باشی... گـاهی عزیز دردانه ی مادر میشوی گاهی عـــصـ...

ببخشید خدا جونم که هر وقت کارت دارم میام سراغت ❤️💚✿ ________...

اندکی #گفتگوپــســــر که باشی... گـاهی عزیز دردانه ی مادر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط