من و زخم تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغم

🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغم

🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغم
که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد
بکش و بسوز و بگذر منگر به این‌که عاشق
بجز این‌که مهر ورزد گنهی دگر ندارد ...🍒🌱
#وحشی‌_بافقی

#وحشی‌_بافقی
#believeme
دیدگاه ها (۱)

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

چند پارتی بازی ممنوع

نمیبخشمت p.23

🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغمکه سرم فتاده بر خاک...

بکُشُو بسوزُو بگذر ، مَنِگر به این که عاشقبجز این که مهر ورز...

بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشِقبجُز این که مهر ورزد گ...

بکش و بسٖوز و بگذر منگر به این که عاشقبجز این که مهر ورز...

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر نداردمن و باز آن دعاها که یکی ا...

هرگز این قصه ندانست کسی:آن شب آمد به سرای من و خاموش نشستسر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط