🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغم

🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغم
که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد

بکش و بسوز و بگذر منگر به این‌که عاشق
بجز این‌که مهر ورزد گنهی دگر ندارد ...🍒🌱
#وحشی‌_بافقی

#وحشی‌_بافقی
دیدگاه ها (۰)

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

**پارت ۳۱**لوله‌ی سرد و سنگینِ اسلحه روی پوستِ حساسِ شقیقه‌ا...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

جادویی به نام عشق

چند پارتی بازی ممنوع

نمیبخشمت p.23

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط