{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره شب است و

دوباره شب است و
هجوم تلخ بی ڪسی
آغاز دلتنڪَی واژه هایی پژمرده
و بغضی که در هر ردیف و قافیه
تو را صدا می زند
ای کاش بودی
تا که شعرهایم
چشم هایت را می بوسیدند
و هر شاخه از دل نوشته هایم
به لطف ناز نڪَاهت
شڪوفه می داد🍂
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

‍  🌙کاش امشب یک قراری داشتیم ...بی تو حتــی واژه ها گم می شو...

‍  🌙کاش امشب یک قراری داشتیم ...بی تو حتــی واژه ها گم می شو...

‍  🌙کاش امشب یک قراری داشتیم ...بی تو حتــی واژه ها گم می شو...

‍  🌙کاش امشب یک قراری داشتیم ...بی تو حتــی واژه ها گم می شو...

تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟!دیر آمدی دُرُست!پرستارِ پروانه و ارغوان بوده‌ای، دُرُست!مراقب خواناترین ترانه از هق‌هقِ گریه بوده‌ای، دُرُست!رازدارِ آوازِ اهل باران بوده‌ای، دُرُست!خواهرِ

من نه حافظم که شاخه نباتم تو باشیو نه تو آیدا،که من شاملوی ش...

سلام امیرِ آدینه ها...👌❤🍀

در این پایان بی آغاز....💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط