صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت

صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت

صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت
ناز کم کن در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگقت ..
حافظ
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه ها

نور جاریست:)

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

باغ//جونگکوک« داداشی؟»& بله جونگکوک« میخوای سوار تاب بشی؟»& ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

Part ¹⁰اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوکویو لیلی لبخند پرنگی ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

رمان سوم پارت یازدهم ادامش بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط