{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عادت کردم کسی نگرانم نباشه…

عادت کردم کسی نگرانم نباشه…
عادت کردم کسی سراغم رو نگیره…
عادت کردم تنها باشم تا بعد کسی منت محبتشو روم نزاره…
عادت کردم شب ها بدون شب بخیر بخوابم…
عادت کردم منتظر زنگ کسی نباشم…
عادت کردم دلتنگ بشم و دلتنگم نشن…
عادت کردم بی دلیل بخندم و با دلیل گریه کنم…
عادت کردم زندگی نکنم…
سختہ ولی عادت کردم …:)🚶🏻‍♀️
دیدگاه ها (۵)

رمان تهیونگ

اممم...بچه ها🥺🥺کرونا گرفتم و دو هفته چهار روز گذشته ولی خوب ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

چند پارتی جونگ کوک

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

My lovely neighbor part : 72

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط