شعر : زاده ی فصل بهار
یک بهار دیگه آمد ، یک زمستان هم به در شد
با یه لبخند و نگاهت ، کل غمها در به در شد
مست و مدهوش بهارم ، مست بوی زلف یارم
زادهی فصل بهاری ، من به قربانت نگارم
در زمستان بیقرارم ، در بهاران محو یارم
ای قرارم ای نگارم ، نعمت پروردگارم
لعل لبهایت شرابم ، مست آن چشم خمارم
زادهی احساس و عشقی ، هر چه دارم از تو دارم
💜شاعر: پویا باامید (خودم )💜
با یه لبخند و نگاهت ، کل غمها در به در شد
مست و مدهوش بهارم ، مست بوی زلف یارم
زادهی فصل بهاری ، من به قربانت نگارم
در زمستان بیقرارم ، در بهاران محو یارم
ای قرارم ای نگارم ، نعمت پروردگارم
لعل لبهایت شرابم ، مست آن چشم خمارم
زادهی احساس و عشقی ، هر چه دارم از تو دارم
💜شاعر: پویا باامید (خودم )💜
- ۱۱.۹k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط