{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطلع شعرم غزلخوان نگاه دلبر است

مطلع شعرم غزلخوان نگاه دلبر است
از غزال چشم او بیت غزلهایم تر است

باد هر دم می نوازد زلف پیچانش به ناز
در نسیم موج دریا رقص تارش محشر است

دل اسیر فتنه ی چشمان افسونش شده
چون نگارم غمزه و عشوه گری را از بر است

مستی از لعل لبانش می چکد در دامنم
جام لب هایش لبالب از شراب ساغر است

در نگاهش کهکشانی از هزاران اختر است
برق چشمانش چو رعدو آذرخش آذر است

می نویسم دوستت دارم نه یکبار و دوبار
تا که در تنها رگ خودکار شعرم جوهر است

فصل فصل باغ اندامت ، بهاری مشک بیز
بر تن ابیانه ات عطر گلاب قمصر است 💜
دیدگاه ها (۰)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

نیامدم که بخواهم کنار من باشیمیان این همه بیگانه ، یار من با...

اگر به فکر این باشند که فتنه ای در کشور راه بیندازند، جوابشا...

برای جنگی دوباره اولین چیزی که باید تخریب بشود، یکپارچگی و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط