به خرابه ای نشست و دلش پر ز آه شد

به خرابه ای نشست و دلش پر ز آه شد

به خرابه ای نشست و دلش پر ز آه شد
طفلی سه ساله ای که غریب و بی‌پناه شد (:🥲💔🥀


«پدرش به خون طپید و یتیمی به او رسید
در اوج درد و غم ، دلش از جهان رمید»

#کربلا #بین‌الحرمین#امام‌حسین‌#خانم‌سه‌ساله#حضرت‌رقیه#روضه‌سوزناک
دیدگاه ها (۱)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

جادویی به نام عشق

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

کربلا شهریست که شهریارش رقیه‌ است ؛اعتبارش ز حسین ُ اقتدارش ...

رُقیه‌ در‌گوشه‌ای‌ از‌خرابه‌ایآرام‌ میگوید؛ پدرم‌ می‌آید!رقی...

آه از مصیبت رقیهٔ سه‌ساله...آه از دختری که در خرابهٔ شام، تم...

ای رقیه خاتونِ غریب و بی‌قرار،دلِ من از کودکی، گهواره‌ی نام ...

گُلی که خاک خرابه مزار و تربت اوستسه ساله‌ای است که زینب اسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط