𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 023
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
سریع از جام پا شدم که همه نگاهشون به سمت من اومد معذب لبخندی زدم و گفتم"
_دستتون درد نکنه بابت صبحونه من میرم بالا
بعدش بدو بدو به سمت سرویس رفتم تا نریخته:))
در سرویس رو باز کردم و رفتم تو نشستم ک یکی درو زد و.."
_کیه ؟؟من تازه اومدم سرویس
_ا/ت زود باش منم میخوام برم سرویس
پوکر لب زدم و گفتم"
_ زهر مار کره بز، و اسم منو ب زبون نیار گوریل
_باشه سلیطه زود باششش
_هوی سلیطه عمته کره بز.....
_حرف دهنتو بفهم بچ...... باش بیا بیرون زود باش
_من تازه اومدم سرویس ب من چه عه
_ا/تت میای بیرون یا نه
_باشه دیگه اه
کار خودمو کردم که..........
یدقه وایسا، صب کن یکم اذیتش کنم:>
با شیطنت گفتم"
_هوی کره بز من کارم طول میکشه ها
_اولا کره بز عمت......
نذاشتم حرفشو کامل کنه که گفتم"
_هوی درباره عمه من درست صحبت کن وگرنه.....
یدفعه با حرص داد زد و گفت"
_گمشو بیا بیرون دختر سلیطه
یکم دلم براش سوخت، دیگه دلم نخواست اذیتش کنم پس دستامو شستم و بیرون اومدم که دو ثانیه ای رفت تو سرویس
همونجا وایساده بودم جلوی در که بعد چن دیقه به خودم اومدم و میخواستم برم که پام لیز خورد که همون لحظه جونگکوک در سرویس رو باز کرد که افتادم تو بغلش که یدفعه.....
______________________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 023
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
سریع از جام پا شدم که همه نگاهشون به سمت من اومد معذب لبخندی زدم و گفتم"
_دستتون درد نکنه بابت صبحونه من میرم بالا
بعدش بدو بدو به سمت سرویس رفتم تا نریخته:))
در سرویس رو باز کردم و رفتم تو نشستم ک یکی درو زد و.."
_کیه ؟؟من تازه اومدم سرویس
_ا/ت زود باش منم میخوام برم سرویس
پوکر لب زدم و گفتم"
_ زهر مار کره بز، و اسم منو ب زبون نیار گوریل
_باشه سلیطه زود باششش
_هوی سلیطه عمته کره بز.....
_حرف دهنتو بفهم بچ...... باش بیا بیرون زود باش
_من تازه اومدم سرویس ب من چه عه
_ا/تت میای بیرون یا نه
_باشه دیگه اه
کار خودمو کردم که..........
یدقه وایسا، صب کن یکم اذیتش کنم:>
با شیطنت گفتم"
_هوی کره بز من کارم طول میکشه ها
_اولا کره بز عمت......
نذاشتم حرفشو کامل کنه که گفتم"
_هوی درباره عمه من درست صحبت کن وگرنه.....
یدفعه با حرص داد زد و گفت"
_گمشو بیا بیرون دختر سلیطه
یکم دلم براش سوخت، دیگه دلم نخواست اذیتش کنم پس دستامو شستم و بیرون اومدم که دو ثانیه ای رفت تو سرویس
همونجا وایساده بودم جلوی در که بعد چن دیقه به خودم اومدم و میخواستم برم که پام لیز خورد که همون لحظه جونگکوک در سرویس رو باز کرد که افتادم تو بغلش که یدفعه.....
______________________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۳.۳k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط