نوشته بودکسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی نوشتماز

نوشته بود:کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم:از

نوشته بود:کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم:از جنگ ها برگشته ام با زخم ها و موی سپید و یاد گرفته ام صبور باشم و به تماشا قانع.

_پستا بی مخاطب




#کپشن
#استوری
دیدگاه ها (۰)

پارت : 10فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

.....پارت هجدهم.....

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

نوشته بود:کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟نوشتم:از جنگ‌...

نوشته بود:کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟نوشتم:از جنگ‌...

نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟نوشتم: از جن...

عاشقانه ، پس زمینه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط