{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میخواهد قبل از اجرای حکم مادرم را ببینم!

۴ خرداد خبر ناپدید شدن الهه حسین‌نژاد به پلیس اعلام شد و همزمان خانواده او با انتشار تصاویر دخترشان در فضای مجازی درخواست کمک کردند. پلیس توانست ۱۰ روز بعد راننده خودروی مسافربر را دستگیر کند. وی خیلی زود به ق.تل الهه اعتراف کرد و گفت جسد را در بیابان‌های اطراف فرودگاه رها کرده است.

بهمن فرزانه در دادسرای جنایی تهران مدام گریه می‌کرد تا نشان دهد از ق.تل پشیمان است.

🔹خبرنگار: در اعترافات خود گفته‌اید که از حرف‌های الهه عصبانی شده و به همین خاطر کنترلتان را از دست داده و او را به ق.تل رسانده‌اید. آخرین جمله‌ای که الهه قبل از مرگ به زبان آورد، چه بود؟
🔸️بهمن فرزانه: گفت چرا افسرده‌ای و در لحظه حال زندگی نمی‌کنی؟ نمی‌دانم چرا حرف‌هایش مرا به یاد همسرم انداخت. الهه هم مثل همسرم می‌گفت از زندگی لذت ببر.
🔹این جمله چرا باید شما را عصبانی کند؟
🔸️با خنده و تمسخر به من گفت. حتی عکس‌های داخل گوشی‌اش و تفریحاتش را به من نشان داد و گفت از زندگی‌ات لذت ببر. چرا افسرده‌ای؟ من یاد همسرم افتادم. خیلی عاشقش بودم و او ترکم کرده بود. همه درگیری‌ها و حرف‌های همسرم در ذهنم تداعی شد. در یک لحظه دچار جنون شدم و ناگهان چاقویی که پایین در ماشین گذاشته بودم را برداشتم و به او ضربه زدم.
🔹با توجه به اینکه اسنپ مدعی است گواهی سوءپیشینه از رانندگان می‌گیرد چرا شما سابقه‌دار هستید؟
🔸️سوءپیشینه را ۸ سال قبل گرفتم. زمانی که در اسنپ ثبت‌نام کردم، سابقه‌ای نداشتم. سوابقم برمی‌گردد به تهدید و درگیری که اغلب خانوادگی بود. به همین دلیل به عنوان سوءسابقه ثبت نشده بود.
🔹چند وقت زندان بودید؟
🔸️زمان زیادی نبودم. به زندان می‌رفتم و بعد آزاد می‌شدم. اغلب همسرم از من شکایت می‌کرد. دو، سه مورد هم شکایت خانوادگی داشتم.
🔹بعد از ارتکاب ق.تل چطور متوجه شدید خبر مفقودی الهه حسین‌نژاد در فضای مجازی قرار گرفته و چه کردید؟
🔸️داخل قهوه‌خانه نشسته بودم که از دیگران شنیدم. آنها می‌گفتند دختری به نام الهه گم شده است. آنجا بود که فهمیدم پلیس در جست‌وجوی ردی از دختر گمشده است، اما نمی‌توانستم به کسی حرفی بزنم. احساس خفگی داشتم.
🔹حرف آخرتان چیست؟
🔸️از اولیای دم طلب بخشش می‌کنم. اگر زمان به عقب برمی‌گشت الهه را از ماشین پیاده می‌کردم تا این اتفاق هولناک رقم نخورد. دلم می‌خواهد قبل از اینکه حکمم را اجرا کنند، ‌مادرم را ببینم. می‌ترسم مادرم از شنیدن خبر اشد مجازات من سکته کند./اعتماد
ــــــــــــــــــــــــ
#الهه_حسین_نژاد #حادثه #حوادث #بهمن_فرزانه
دیدگاه ها (۰)

داستان زیبای توسل فرزند برای آزادی پدر (رهبر شهید)!

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

تگزاس

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

فیککککککک های جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط