گفتگو با دختر جیب بر پسرنما

گفتگو با دختر جیب بر پسرنما

☆سهیل به نقل از روزنامه ایران: دختر قوی هیکل که در پوشش پسرانه به تبهکاری دست می‌زد خودش را تسلیم پلیس کرد.این دختر می‌گوید چون جایی برای ماندن نداشته به دروغ گفته که جیب‌بر بوده است.دوم شهریور ماه سال جاری دختر جوانی با مراجعه به دادسرای ناحیه ٣٤ تهران خود را جیب بر حرفه ای معرفی کرد و تسلیم پلیس شد.


این دختر که آتوسا نام دارد در اعترافاتش گفت: به خاطر اینکه پول نداشتم جیب بری کردم و چون نمی خواستم به دزدی‌هایم ادامه دهم، تصمیم گرفتم خودم تسلیم شوم. با این اعتراف‌ها با دستور بازپرس مرشدلو مأموران به تحقیق از آتوسا پرداختند تا طعمه‌هایش را شناسایی کنند.



آتوسا که ٣١ ساله است با انتقال به زندان مسئول انتظامات شــــده و ادعا می کند پس از ٣٠ بار سابقه توبه کرده است.

 

 اعتیاد داری؟ تا به حال فقط سیگار و به صورت تفریحی حشیش کشیدم و اعتیاد ندارم.


  تحصیلات؟ دیپلم

 


  ٣٠ سابقه؟! بله، سابقه شرارت، شرب خمر، مواد، درگیری با پلیس و...

 

  از چند سالگی وارد دنیای تبهکاری شدی؟ ١٣ سالم بود که به خاطر اختلاف با مادرم از خانه فرار کردم و با پوشش مردانه به تهران آمدم.


  چرا پوشش مردانه؟ چون قدم بلند بود و قوی هیکل هستم به راحتی با پوشش مردانه به خیابان می‌رفتم که کسی برایم مزاحمت ایجاد نکند.


  چرا با خانواده ات اختلاف داشتی؟ مشکل اعصاب دارم و به همین خاطر هر روز با خانواده‌ام درگیر می‌شدم.


  آخرین بار کی زندان بودی؟ سال ٩٣ بود که آزاد شدم پیـــش خانواده ام به همدان بازگشتم.

  چرا دوباره دستگیر شدی؟ باز با خانواده ام درگیر شدم و به تهران برگشتم و چون جایی برای زندگی نداشتم خودم را به اتهام جیب بری تسلیم پلیس کردم.


  جیب بری کرده بودی؟ نه.


  چند نفر تو را شناسایی کردند و قبول داری؟ خب شاکی‌ها اصرار داشتند که من دزدشان هستم. من هم که بی اعصابم، گفتم آره تا دست از سر من بردارند.


  این بار آزاد بشی چیکار می‌کنی؟ توبه کردم.


  همیشه این حرف را زدی؟ این دفعه دیگر عقلم کامل شده و می‌خواهم پیش خانواده‌ام باشم.

  حرف آخر؟ قول می‌دهم به اعصاب خودم مسلط باشم و خلاف نکنم.





به کانال سراسر حادثه ای بپیوندید.
هر روز جنجالی تر از دیروز . . .

telegram.me/soheilberooz
دیدگاه ها (۲)

گوهر معرفت 🚩یا لثارات 🚩:دلار ۲۷۰ تومن ❗️❗️❗️دقیقا داری چه غل...

شاهکاری به نام دروغ

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.10 (روایت از زبان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط