عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

چون خدا دلتنگی‌اش گُل کرد، آدم آفرید
مثل من بسیار، اما مثل تو کم آفرید
دست‌ کم، از من هزاران شاعر چشمان تو
دست بالا، از تو یک تن در دو عالم آفرید
ریخت در پیمانه‌ام روز ازل از هر‌چه داشت
دید مقداری سرش خالی‌است، پس غم آفرید
زشت و زیبا، تلخ و شیرین، تار و روشن، خوب و بد
خواست ما سرگرمِ هم باشیم، درهم آفرید
من بد و زشتم، تو اما خوب و زیبا، باز شکر
لااقل ما را برای هم نه، با هم آفرید
در هوای عشق من را خلق کرد، اما تو را
دید من هم عاشقی را دوست دارم، آفرید
دیدگاه ها (۰)

سناریو جدید

Part 15

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۵چهره لیویا حالا نا...

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط