نزدیکای تموم شدنش بود که یهو قفل کرد و بسته شد و همه زحما

نزدیکای تموم شدنش بود که یهو قفل کرد و بسته شد و همه زحما

نزدیکای تموم شدنش بود که یهو قفل کرد و بسته شد و همه زحماتم هدر شد درنتیجه سری دوم با فحاشی نشستم پاش و دیگه اونی که اول بود نشد...
به هر حال ایده اش رو دوست داشتم و نمیخواستم ازخیرش بگذرم حتی به قیمت سر سری ساختنِ دوباره اش .


#hannibal
#hannigram
#willgraham
دیدگاه ها (۵۱)

مافیای من

پارت ۳

شاهکاری به نام دروغ

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 74 روز بعد..(پرش زمانی ب...

#رمان_ماهک #پارت_36بعد از تموم شدنش گزاشتمش روی میز چقدر خوش...

*رفتم بیرون و به سگ ات غذا دادم"داشتم نقشه فرار میکشیدم*بعد ...

پدرخوانده:)پارت ²⁰ات ویوقهوه رو خوردم و بعد دوباره روی تختم...

زندگی معمولی من (p2)

ㄒ卄乇 ㄥ卂丂ㄒ ㄥㄖᐯ乇 [part¹⁸]last"

فیک: اتاق ۳۱۱part¹⁰ویو چه میناونا از اتاق رفتم بیرون و یکی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط