اعضا بدو بدو اومدن پیش جین

اعضا بدو بدو اومدن پیش جین

اعضا بدو بدو اومدن پیش جین

اعضا:جین توضیح بده چی شده (نگران)

شوگا: یه لحظه اروم بزارید جین هم حرف بزنه
جین چی شده

جین:رفتم خونه صدای گریه شنیدم هق رفتم

پیش ات دیدم داده.....هق ...داره گریه
میکنه

بعد فهمیدم مشکل شنوایی داره

اعضا:چی

تهیونگ:دکترا میزارن بری پیشش

جین:نه بیهوشه

پرش زمان ساعت 8شب

جین:دکتر الان میتونم برم پیش همسرم

دکتر :بله میتونید

جین :ممنون

اعضا پشت در موندن جین رفت توی اتاق دید

ات خیلی اروم به بیرون شهر نگا میکنه


ات :جین

جین ات رو بغل کرد

ات: دکترا گفتن مشکل شنوایی

دارم.....ببخشید

که بهت نگفتم.....چ...چون میترسیدم

جین هیچی نگفت و فقط به حرفای ات گوش میداد

ات:بابت همه چیز معذرت میخوام

اعضا اومدن توی اتاق

ات وقتی اعضا رو دید خجالت کشید از اینکه

ناشنوا شده بود خودشو مقصر میدونست

ات:س.سلام

جیمین:حالت خوبه ات

ات متوجه نمیشد که جیمین چی میگه

جیهوپ گوشیشو در آورد و رفت توی صفحه
چت نوشت حالت خوبه

صفحه گوشی رو سمت ات اورد و ات

گفت:ا.اره

همشون نارلحت بودن ولی لبخند زدن

ات قطره اشکی از چشماش ریخت

جین دست ات رو گرفت و میشونیشو بوس
کرد

دکتر اومد گفت
.
.
.
شرط ها
توی کامنت ها یه قسمت از آهنگ مورد علاقتون رو بگید
دیدگاه ها (۷)

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

عشقی حقیقی

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

#درخواستیپارت۵که خونریزیه سر ات بیشتر شد و همه‌ی آرمیا متوجه...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

پارت ۹ ببخشید دیر شد

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

p4

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط