ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم
‌
ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم
ربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته

سپردم جان و دل نزد تو و خود از میان رفتم
کشیدم پای از کوی تو من آهسته اهسته
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه های شبنم

Attar-050705

عاشقانه های شبنم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

هذیان

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی، بوی گُل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط