عاشقانه

عاشقانه کپی ممنوع

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می آید
نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او ز شادی عار می آید
دیدگاه ها (۰)

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

پاییز مبارک

ای آن که مرا ز آب و گعل ساخته ای در پهلوی منت و غم انداخته ا...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

عاشقانه های شبنم

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط