داشتم در خیابان راه میرفتم

داشتم در خیابان راه میرفتم

داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین با صدای خیلی بلندِ ‌موزیکش مرا از کنارِ خیابان گرفت!!
و پرت کرد تووی خاطرات!
یادم آمد چقدر ندارمت ...
به گمانم آن ماشین
آزار داشت!
راه می افتاد در خیابان ها 
و دلتنگی پخش میکرد...

#موسیقی
دیدگاه ها (۵)

LESSON

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p91آروم زمزمه کرد:«کی برمی‌گردم...؟ اصلا...

debt (part 1)

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

#حکایت_قدیمیبهلول و بوی غذا یک روز عربی ازبازار عبور میکرد ک...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط