بعضی وقت ها به پشت سرم که نگاه میکنم میبینم اتفاق خاصی هم

بعضی وقت ها به پشت سرم که نگاه میکنم میبینم اتفاق خاصی هم

بعضی وقت ها به پشت سرم که نگاه میکنم میبینم اتفاق خاصی هم برای زندگیم نیوفتاده...
اتفاقای بدی که افتادن میشد جور دیگه ای باهاشون مواجه شد
ولی...
از اینجا به بعدش چی؟!
دلهره آیندم رو چیکار کنم؟ باید بزارم زمان بگذره تا دوباره بچرخم و بگم (میشد جور دیگه ای هم باهاش رو به شد)؟!
نمیدونم قراره چه بلایی سرمون بیاد ولی
همینقدر میدونم که این حجم اضطراب و دلهره در من قبلا وجود نداشت:)
خودمم میدونم که درست میشه و خدا هوامو داره ولی این لحظه که با چشم خودم میبینم که چه بر سر زندگیم میارم، این لحظه حس مرگ داره
همینکه کاری انجام نمیشه و فقط زل میزنم به شعله هایی که از زندگیم هی اوج میگیرن و اوج میگیرن همین همه چی و سخت کرده!
هرچند بازم به امید روزی که گل بدیم صبر میکنم:) ♡
دیدگاه ها (۱۲)

اگر از رمان خوشتون نمیاد کافیه فقط بگین😐😐پارت دولونا: چرا آخ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 17جین سریع از اتاق بیرون رفتجین:چطور ...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

TEN YEARS OLD LOVE ⁵

درود خوشگلامن @serendi_pity هستم و احتمالا بعضی هاتون منو بش...

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

اخرین دعا 32

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط