{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
روبه‌روی چشم خود چشمی غزل‌خوان داشتم

حال اگرچه هیچ نذری عهده‌دار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می‌شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود:
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟

ساده از "من بی تو می میرم" گذشتی خوب من
من به این یک جمله‌ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه‌ی تشییع من از دور بویت می‌رسید
تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم

#کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۰)

#شعر_نو 🍃تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمروبه‌روی چشم خو...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمرو به روی چشم خود چشمی غ...

.تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غز...

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمرو به روی چشم خود چشمی غ...

❄ ❄ ❄ تا تو بودی در شبم، من #ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چ...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتمحال اگر چه هیچ نذری عهده دا...

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتمحال اگر چه هیچ نذری عهده دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط