{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
رو به روی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگرچه هیچ نذری عهده دار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم...!

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود:
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟

ساده از (من بی تو می میرم) گذشتی خوب من
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم...


 

#خاص #جذاب #زیبا #عکس #عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱)

KIM V

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمرو به روی چشم خود چشمی غ...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمروبه‌روی چشم خود چشمی غز...

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتمحال اگر چه هیچ نذری عهده دا...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

.تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غز...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط