{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم
رو به روی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگرچه هیچ نذری عهده دار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود:
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟

ساده از (من بی تو می میرم) گذشتی خوب من
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم...
#M.Sh
دیدگاه ها (۱)

بر ماسه زار ساحل این هول بی قرارتنها تویی نوشته به انگشت انت...

♥

سر این سفره یلدا عجب حالی شده حالمبخون حافظ صدات خوبه کنارت ...

به یلـدا می زنم امشـب ، نکن چـون و چـرا با مـن بیـا در قایـق...

KIM V

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمروبه‌روی چشم خود چشمی غز...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتمرو به روی چشم خود چشمی غ...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتمحال اگر چه هیچ نذری عهده دا...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غز...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غز...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط