sahar shehim

💝sahar shehim💝

💝sahar shehim💝
آن یار سفر کرده‌ی ما از سفر آمد
خوش باش که دیگر همه دردت به سر آمد
آن تلخی دوران بلا رفت ز کامم
شیرینی ایام به کامم شکر آمد
در ظلمت شب بی کس و تنها چو نشستم
آن یار سفر کرده چو خورشید بر آمد
آن نور رخش بر دل تاریک چو تابید
ظلمت ز دلم رفت و به جایش سحر آمد💞🫂

خوش برگشتی محبوبم💐

#عاشقانه
#بهترینم❤
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

امید جانم ز سفر باز آمد، شکر دهانم ز سفر باز آمدعزیز آن که ب...

یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمدوگر از پای درافتاد بسر باز آم...

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟چو شادم می‌توانی داشت،...

ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حالِ مَر...

بار سفر بستعید آمد و ماه رمضان بار سفر بستبا شور و شتاب و هی...

#_شاهنامه #قسمت‌ ۳۸ #خان اول  # جنگ رخش با شیر              ...

💖sahar shehim💖طووو پیشانی بلند تو در نور شمع‌هاآرام و رام بو...

یک شب ز حلقه‌ای که بدر کوبنددر کنج سینه قلب تو می لرزدچون در...

نماز شام غریبان چو گریه آغازمبه مویه‌های غریبانه قصه پردازمب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط