{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم

جک دوباره با نامجون تماس گرفت


نامجون: بله بفرمایید

جک: همه چیز برایتون فرستادم هم پول و هم اطلاعات

نامجون: از فردا کارشو شروع میکنه


جک: فقط هشت روز وقت داره

نامجون: اوهوم منتظر عکس جسد باش

جک: اوکی


ویو نامجون
خوب الان که پول وزیر کرده باید باهاش تماس بگیرم و معموریت جدیدش بهش بگم تا هر چه سریع تر کارش انجام بده


نامجون با قاتل تماس گرفت


نامجون: سلام تهیونگ چطوری؟

تهیونگ: سلام مرسی تو خوبی؟

نامجون: اینا ولش برات یه معمورت جدید دارم آماده‌ای؟

تهیونگ: آره فقط اطلاعات و زمان بهم بگو بقیش خودم بلدم

نامجون: برات میفرستم

تهیونگ: اوکی بای

نامجون: بای
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم تهیونگ منتظر تا نامجون واسش اصلاعات بفرستم چند مین...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

پارت سوم فرد ناشناس: سلام با آقای نامجون تماس گرفتم؟ نامجون:...

پارت دوم مرد ناشناس: اوووف لعنتی اون پسره دید همه چیز دید ال...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت سوم: پژواکِ یک کابوسحالا یک سال از...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

پارت ۱۴ ( آخر ) تتو آرتیست من ✨️🥊

part_❷

hard thief part. 7

زندگی با یک مافیا 🖤🙂

رمان " برای عشق انجامش دادم! " " I do it for love! " ...

چند پارتی: عشق کیوت من. بخش دوم.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط