تو که نمیدانی عطر بهار نارنجم

تو که نمیدانی عطر بهار نارنجم

تو که نمیدانی عطر بهار نارنجم
گاهی انقدر دل تنگت هستم
که میخواهم یقه ات را بگیرم و از آن قاب عکس خاکستری
بیرون بکشمت
در آغوش بگیرمت و بیخیال همه ی دنیا بشوم
سوار عطر خیال ببرمت آن طرف کائنات
میان همان شعرها که فقط خدا می نویسد!
آنجا که من باشم و تو
من از تو بگویم و تو ناز کنی
و من....
از خوشی بمیرم!
 
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
دیدگاه ها (۷)

_عزیزجان میدانی چند روز،چند ساعت، چند دقیقه؟!نه ،بگذار بگویم...

🍃 🌹 🍃 اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتم اول ابتدایی بود ،...

•اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتم اول ابتدایی بود ،خانم ...

فرض کنید که . . .اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتم اول اب...

مرگ در اغوش معشوقه خود

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_هفده...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

unrequited love

من از تمام دنیای به این بزرگی چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی...

اشتباه گرفتید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط