پرواز قوها "
پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۸۰
* پرش زمانی به فردا ظهر *
ویو راوی
بعد از اینکه شیرینی فروشی رو تعطیل کردن نورا به تهیونگ گفت
+ تهیونگ میری لباسامون رو از خشکشویی بگیری؟
تهیونگ پیشبندشو دراورد و گذاشت رو پیشخوان و گفت
_ الان ميرم............مراقب خودت باش
نورا سری تکون داد و گفت
+توام مراقب خودت باش
تهیونگ از مغازه خارج شد و همینکه یه ذره دور شد نورا از پشت پیشخوان دراومد و به سمت در رفت و اطراف رو نگاه کرد تا مطمئن بشه تهیونگ دور شده
+خیلی خب .......بریم سراغ کارمون
نورا به سرعت رفت تو آشپزخونه و کیکی رو از فر درآورد و گذاشت روی میز و با قیف پر از خامه کیک رو تزئین کرد
+ خب این که تموم شد حالا نوبت توتفرنگی هاست
بسته توتفرنگی رو از کابینت دراورد و دونه دونه توتفرنگی ها رو دراورد و به اندازه های کوچیک بریدشون و بعد خیلی با احتیاط روی کیک گذاشت
+خب تموم شد ..........ولی خیلی خوشگل شده ها
همون لحظه زنگوله در به صدا درآورد و نورا از ترس اینکه تهیونگ اومده باشه ، کیک رو گذاشت توی یکی از کابینت ها و بعد از آشپزخونه خارج شد که با دنیل روبه رو شد
+ وای خدایاااا .....ترسیدم
دنیل تو گلو خندید و گفت
& مگه هیولام ترسیدی ؟ ...........داداشتم مثلا
نورا دستی به موهاش کشید و گفت
+ احمق فعک کردم تهیونگه .......چرا دیر اومدی ؟
& مگه مامان ولم میکرد ..........اونقدر تو خونه ازم کار کشید که دست و پام گرفته
نورا خندید و کیک رو از آشپزخونه بیرون آورد و روی میز گذاشت و بعد جعبهای رو درآورد و کیک رو توی جعبه گذاشت و با روبانی دورش رو بست و به دنیل داد
+ خب تموم شد بیا
& بدش من ببینم
نورا محکم زد تو گردن دنیل و گفت
+ ببین منو ...... سالم اینو میرسونی خونه
& اخ ........باشه بابا چرا میزنی ؟
نورا دوباره محکم زد تو گردن دنیل و گفت
+ اینم زدم که بدونی هر وقت بخوام میزنتم
دنیل چشم غره ای رفت و از مغازه خارج شد ولی قبل از اینکه کامل از مغازه خارج بشه زبونشو برای نورا درآورد که نورا بلافاصله که دید به سمت دوید ولی دنیل خیلی سریعتر عمل کردن و از دست نورا فرار کردن
+ مرتیکه نفهممممم
ولی بیخیال شد و به داخل مغازه برگشت و منتظره تهیونگ موند تا اینکه ..................
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۸۰
* پرش زمانی به فردا ظهر *
ویو راوی
بعد از اینکه شیرینی فروشی رو تعطیل کردن نورا به تهیونگ گفت
+ تهیونگ میری لباسامون رو از خشکشویی بگیری؟
تهیونگ پیشبندشو دراورد و گذاشت رو پیشخوان و گفت
_ الان ميرم............مراقب خودت باش
نورا سری تکون داد و گفت
+توام مراقب خودت باش
تهیونگ از مغازه خارج شد و همینکه یه ذره دور شد نورا از پشت پیشخوان دراومد و به سمت در رفت و اطراف رو نگاه کرد تا مطمئن بشه تهیونگ دور شده
+خیلی خب .......بریم سراغ کارمون
نورا به سرعت رفت تو آشپزخونه و کیکی رو از فر درآورد و گذاشت روی میز و با قیف پر از خامه کیک رو تزئین کرد
+ خب این که تموم شد حالا نوبت توتفرنگی هاست
بسته توتفرنگی رو از کابینت دراورد و دونه دونه توتفرنگی ها رو دراورد و به اندازه های کوچیک بریدشون و بعد خیلی با احتیاط روی کیک گذاشت
+خب تموم شد ..........ولی خیلی خوشگل شده ها
همون لحظه زنگوله در به صدا درآورد و نورا از ترس اینکه تهیونگ اومده باشه ، کیک رو گذاشت توی یکی از کابینت ها و بعد از آشپزخونه خارج شد که با دنیل روبه رو شد
+ وای خدایاااا .....ترسیدم
دنیل تو گلو خندید و گفت
& مگه هیولام ترسیدی ؟ ...........داداشتم مثلا
نورا دستی به موهاش کشید و گفت
+ احمق فعک کردم تهیونگه .......چرا دیر اومدی ؟
& مگه مامان ولم میکرد ..........اونقدر تو خونه ازم کار کشید که دست و پام گرفته
نورا خندید و کیک رو از آشپزخونه بیرون آورد و روی میز گذاشت و بعد جعبهای رو درآورد و کیک رو توی جعبه گذاشت و با روبانی دورش رو بست و به دنیل داد
+ خب تموم شد بیا
& بدش من ببینم
نورا محکم زد تو گردن دنیل و گفت
+ ببین منو ...... سالم اینو میرسونی خونه
& اخ ........باشه بابا چرا میزنی ؟
نورا دوباره محکم زد تو گردن دنیل و گفت
+ اینم زدم که بدونی هر وقت بخوام میزنتم
دنیل چشم غره ای رفت و از مغازه خارج شد ولی قبل از اینکه کامل از مغازه خارج بشه زبونشو برای نورا درآورد که نورا بلافاصله که دید به سمت دوید ولی دنیل خیلی سریعتر عمل کردن و از دست نورا فرار کردن
+ مرتیکه نفهممممم
ولی بیخیال شد و به داخل مغازه برگشت و منتظره تهیونگ موند تا اینکه ..................
- ۵۵۴
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط