بگذار تا بگریه ام چون ابر در بهاران

بگذار تا بگریه ام چون ابر در بهاران...

بگذار تا بگریه ام چون ابر در بهاران...
که از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران...😭🖤
دیدگاه ها (۰)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

قدرت ما به موشک نیست

#حکایت_قدیمی حکایت مسافران دنیا در روز حسرتمیگویند در قدیم ک...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط