نگفتم مگه

نگفتم مگه

گفتم یه چیزی میگم نره از یادت؛
طرف به پفیلا میگفت پفیوز یوزی شده کلماتمو رگباری هی تکرار میکنه هرجا میرسه میگه؛
🧯🧯🧯🧯
میگه ، نه که قبول کرده ; به بقیه میگه که همون بقیه بیان جوابمو بدن، برعکس میشه خداروشکر میرن تو خودشون ! فکر خوبه لامصب دق مون دادی فکر کن.
دیدگاه ها (۰)

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

Kim v

“چی باعث گریه ات میشه؟” معلم پرسید. “تقسیم کردن عشق یکی با ب...

مافیای من ♡پارت۷"زبان بقیه بچه ها"جین: نانو عشقم چرا ته با ا...

فروشنده عشقpart④⑨راوی: ا/ت و جیهوپ سوار ماشین شدن جیهوپ به ت...

سناریو سانزو......................☆‌...........................

رمان ازدواج با آقا دزده

شال گردنم و ميندازم دور گردنم ؛ عطر ستمونم میزنم و کفشای سفی...

دوبارهآره... آره...اجازه دادی و راضی بودی بات بازی کنن دوبار...

اره...ارهاجازه دادی و راضی بودی بات بازی کنن دوباره دوبارهرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط