داستان توبه گنده لات همدان علی گندابی

داستان توبه گنده لات همدان علی گندابی

آهای بچه حزب اللهی ها مبادا ما توبه کننده ها رو مسخره کنید که خدا دچار عقوبتتون میکنه و بلا بهتون نازل میکنه خدا فرمود من توبه کنندگان را دوست دارم شما چه کاره اید که ما را مسخره کنید هرچند ما با خدای خود معامله کردیم نه با بنده خدا
سلطان محمود خر کیه خدا رو عشقه
من هر خلافی بگید کزدم اما تا امروز یه شاهی مال بنده خدارو نخوردم به بچه های کار و یتیم ها با صدای بلند حتی صحبت نکردم دعوا اگه کردم با شاخا کردم و شاخشون شکوندم
ضعیف کشی نکردم نیومدم به جای آموزش قرآن به بچه ها گوت شون بذارم اگر گناه هم کردم که کردم به خودم آسیب زدم نه بنده خدا سرم بالاست حالا هم توبه کردم و خداهم انشاالله یاریم می کنه توبه شکنی نکنم دیگه عرق نمیخورم دعوا نمی کنم و سعی میکنم یه روزی اگه عمری بود کاری کنم حاج قاسم و پدر مرحومم بهم افتخار کنن
لات جماعت هر گهی باشه یه حسن داره لفظش رو شهید نمی کنه یعنی حرف از دهنش بیرون بیاد سرش بره زیر حرفش نمی زنه منم قول دادم به حاجی آدم بشم اگه به قیمت جونم تموم بشه اگه تو خون خودم بغلتم زیر قولم نمی زنم
دیدگاه ها (۰)

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

سناریوی مای هیرو

پشت مرز های مارالیا قسمت 4از زبان اجین لوسین لباسش را پوشید،...

پارت ۴۲

Kazutora

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

شاهکاری به نام دروغ

#سناریو_درخواستی( اعضا مافیان و ات رو گروگان گرفتن و خیلی ری...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4وقتی تو مدرسه دعوات شد............ «ویو ا.ت» یه نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط